وبلاگ های کرمانشاه

 آرشیو مقالات گذشته

 جامعه شناسی فرصت طلبی

ضرورت ارتقای زندگی حاشیه نشین ها

بررسی عوامل مؤثر بر عملکرد مجموعه مدیریت شهری

روشنفکردینی کیست؟ 

مطالب خواندنی:

سیاسی

آرشیو مقالات سیاسی

زندگينامه محمود احمدي نژاد اززبان خودش

ماجرای ازدواج پسر  رهبری ودختر حدادعادل رئیس مجلس شورای اسلامی

و.........ادامه مقالات

 اجتماعی

  متن ترجمه شده اعلامیه ی جهانی حقوق بشر

BLACK LIST 

يا ليست سياه آقاي مدير ..!!!

دایرکتوری! سایتهای فارسی

خبرگزاریها

  روزنامه ها

سایتهای خبری

سایتهای کرمانشاه

وزارتخانه

سازمانها ونهادها

مراجع عظام

مهندسی

دانشگاههای ایران

 ** کودکان

شیکه تلویزیون

بانکهای ایران

شبکه های رادیو

1

 BLACK LISTيا ليست سياه آقاي مدير ...

 

اين اصطلاح هم در فرهنگ مديريتي ما تبديل شده به يك چماق براي عده اي از مديران دولتي  در قبال کارشناسان ومتخصصانی  که بعد از سالها کاروتلاش صادقانه اینک در نوبت دستیابی به یکی از پست های مدیریتی شرکت بوده ویا پیمانکارانی كه بدون رعایت رابطه بازی!! متقاضي به پيمان گرفتن پروژه هاي دولتي هستندو.......

 جدا از اين كه اصولا بلك ليست  جايگاه قانوني دارد يا ندارد، از آن جا که قانون در كشور ما   تعريفي  واضح از آن ندارد و يا اگر دارد مردم نسبت به  آن جهل دارند  تا كنون باعث اجحاف هاي بسياري در حق كساني شده است كه به هر دليل ناز مدير یت محترم را نخريده و تبديل به يك جريان حامی ویا سياسي براي او نشده اند ...

 بلك ليست براي بسياري از شركت ها تبديل به هيولايي شده كه اختيارش در كف مدير عامل ومدیران ارشد شرکت است و با به كار گرفتن آن مي تواند با يك اشاره دمار از روزگار کارشناسان ومتخصصان ومدیران میانی وپائینی ناسازگار با خود  را در آورد ..... 

در شرایطی که  قوانین  نیزاگر  كامل و صحيح و در جايگاه واقعي خود اجرا نشود تبديل مي شود به اهرمي براي اعمال بسياري از كار هاي خلاف اخلاق، عرف ویا قانون ... تکلیف قانون های من در آوردی  مانندلیست سیاه مدیریت  محترم مشخص است چه بیدادی می کند ...

عقل سليم اين طور حكم مي كند  : زماني يك مدير عامل مي تواند شخصی ویا شركتي را به قول رايج بعضي از مديران در بلك ليست قرار داده و از ادامه فعاليت بازدارد و راه ورود ویا ترقی  در مجموعه خود را بر او سد نمايد كه قانونگذار براي آن قانون وضع كرده باشد و دستگاه قضايي طبق آن قانون بعد از رسيدگي حكم به اجراي آن صادر نمايد و نه اين كه با وزيدن يك باد كج و گفتن اين كه بالاي چشم مدير ابرو ست ايشان ناراحت شده و با اين چماق اشخاص و يا شركت هايي را از ادامه فعاليت ساقط نماید ...

همان طور كه در مورد يك كارمند خاطي نيز قانون صراحت دارد كه در شرايطي مي شود كارمندي را منفصل از خدمت نمود كه دادگاه حكم كرده باشد در موردعدم انتصاب وترقی یک کارشناس و يا عدم همكاري با يك شركت هم تنها ساز و كار قانوني است كه مي تواند مانع شود  .. اما قدر مسلم اين است كه نمي شود شركتي و يا شخصي را مجبور كرد كه ديگر حق كار كردن ندارد .. اين كه شركتي را به دليل خلاف منحل نمايند يك بحث منطقي است اما اين كه مدير عاملي خود ببرد و خود بدوزد و شخص ویا شركتي را در ليست سياه خود قرار دهد وشخص ویا  شرکت بیچاره روحش هم خبر نداشته باشد و دائم او را سر کار بگذارند !خیلی زور دارد ...

 به زودي در اين خصوص گزارش جامع و مستندي  به نقل از كساني كه قرباني مقوله من در آوردي بعضي مديرعامل ها به نام ليست سياه شده اند ارائه خواهیم نمود .. عنوان ليست سياه از مواردي است كه بايد پيرامون آن تحقيق شود و ضمن تبيين آن به اطلاع مردم برسد كه موضوع چيست و يك مدير عامل حق انجام چنين كاري را دارد و يا خير ؟!

بدون ترديد وجود چنين اختيارات غير قانوني اما متعارف است كه زمينه را براي استبداد اداري در شركت هاي دولتي كه پول بسياري در اختيار دارند ویا در زمینه انتصابات مدیریتی  منحصر به مدیریت است  ،کاملا فراهم مي آورد ..

 وقتي مدير عاملي بتواند هر شخصی ویا شركتي را كه مي خواهد به ليست سياه ببرد بس معلوم است كه با اين مكانيزم مي تواند زمينه را براي بالا آوردن اشخاص ویا شركت هايي كه خود مي خواهد فراهم كند !! كه تالي فاسد چنين اختياراتي كم نيست ..

فرض كنيد در شركتي دولتي مناقصه اي بزرگ مي خواهد اجرا شود و در اين ميان چند شركت مزاحم !!! هم وجود دارند كه حاضر نمي شوند و يا به هر دليل محرم نيستند كه بشود آن ها را وارد بازي كرد در چنين وضعيتي  ليست سياه بهترين وسيله براي بهانه گیری و حذف آن ها  و  به بازی گرفتن ديگران !!! است ..

جا دارد نشريات كشور كه وظيفه اطلاع رساني و آگاه نمودن اذهان عمومی را به عهده دارند با پرداختن به اين مقوله در جهت مبارزه با مفاسد اقتصادي اهتمام ورزند ... اشخاص ویا شركت هايي كه قرباني مي شوند وقتي مشاهده كنند نشريات حرف دل آنها را منعكس مي كنند مطمئنا پرده از بسياري اتفاقات غير عادلانه بر خواهند داشت ..

امروز در شرايطي كه مثلا در فلان اداره براي خريد يك سماور چند ماه بايد صبر كنند تا تداركات بودجه آن را درخواست كند و در چرخه اداري خريد آن مصوب شود بسياري از مديران عامل به جاي مديريت سلطنت مي كنند  به گونه اي كه پولي كه مثلا براي خريد كيك و سانديس خلال چند ماه هزينه كرده اند نزديك ۱۰۰ ميليون تومان مي شود ...

در مواردي ديده شده كه شركت هاي طرف پيمان كه البته در ليست سياه نيستند و كاملا در ليست سفيد آقاي مدير عامل قرار دارند بعد از گرفتن يك مناقصه تبديل مي شوند به صندوق سيار مدير عامل تا خاصه خرجي ها را پرداخت كنند .. يكي از آن ها چند روز پيش مي گفت تا كنون چيزي حدود چها صد ميليون تومان بابت همين خاصه خرجي ها كه مدير عامل دستور داده  ، پرداخت نموده است .. او مي گفت خدا مي داند خسته شده ام .. هر روز يك خرده فرمايش تازه صادر مي شود ... يك روز مي گويد چند ميليون به فلان آم پرداخت كن و روز ديگر مي گويد به بهمان .. همين شخص مي گفت آقاي مدير عامل اخيرا به او دستور داده است هزينه تعمير و صافكاري اتومبيل  يكي از مسئولان خيلي مهم در استان كه با اتومبیل شخصی خود چپ كرده است را بپردازد .. به او گفتم خوب مگر مجبوري نپرداز..... در جوابم گفت : تو را به خدا دست روي دلم نگذار ......   لابد مي خواست بگويد اگر پرداخت نكند ديگر از مناقصه خبري نخواهد بود و ممكن است وسط کار دست او را در حنا گذاشته واو را نیز در ليست سياه ه وارد كنند !!!

شخص ديگري كه بمدير عامل با او چپ افتاده  است چندی قبل که  او را نامزد پذيرفتن شغل مهمي در شهر کرده بودند  گفته بود : آقاي مدير عامل به چند نفر از اقوام من كه در مجموعه او شاغل هستند گفته است اگر اين قوم و خويش شما اين پست را قبول كند من تمام شما را از كار بيكار مي كنم ...  حتمااين هم نوع ديگري  ازليست سياه و سياه كاري است ..

فاجعه زماني اوج مي گيرد كه بسياري از مردم زحمت كش و ساده تحت تاثير آقاي مدير عامل كه خود را منسوب فلان شخص و بهمان نهاد مهم مي داند و به وسيله بلند گوهاي خود بین مردم تبليغ مي كند قرار گرفته و بعضا در مورد عملكرد ايشان حرفي نمي زنند و اعتراضي نمي كنند ... بنده هاي خدا مي ترسند با اندك اعتراضي يا خودشان و يا يكي از بستگانشان فوري در ليست سياه  قرار گرفته واخراج شوند...

جالب است شخصي كه مشار و مشير  همین آقاي مدير عامل است چندي پيش با اين تصور كه مثلا دارد از مديريت قاطع مدير عامل محترم خود تعريف مي كند مي گفت :

ـ  هر چه از مديريت مهندس بگويم كم گفته ام .. فقط لازم است بشنود كسي پشت سر او فقط يك كلمه حرف زده ، فوري او را مي برد در بلك ليست ... و ديري نمي گذرد كه نقره داغش مي كند .. بالاخره مهندس ما مدت زيادي كارش ..... بوده است و مي داند چگونه نسخه آدم ها را بپيچد ... 

همين شخص براي اين كه صحت گفتار خود در اين مورد كه آقاي مهندس قاطعيت دارد را بيشتر براي من ثابت كند اسم چند نفر را آورد و گفت مثلا اين ها همه در بلك ليست مهندس قرار گرفته و خودشان هم شايد خبر نداشته باشند .. شما گوش به زنگ باشيد من به شما روزي كه نقره داغ شوند خبر مي دهم تا ببينيد درست مي گويم .....

امروز یکی از همشهری های آقای مدیر عامل تماس گرفته بود و می گفت آقای مهندس این دفعه زده تو اوت ... گفتم چرا ؟ گفت محاسبه اش در انتخابات غلط از آب در آمده است ... گفتم این آقا که همه می دانند ار کار گزاران است و در جریان انتخابات هم دم و دستگاه عریض و طویلی راه انداخته بوده است .. به فرض که پیش بینی می کرد دکتر احمدی نژاد رای بیشتری خواهد آورد با این تفاصیل مگر می توانست خط عوض کند ؟ همشهری ما در جواب گفت : خبر نداری همین الان هم شروع کرده و می گوید در خفا از آقای احمدی نژاد حمایت می کرده است ... گفتم من را به یاد دوستی انداختی که می گفت شاعر است و بهتر از سعدی هم شعر می گوید منتهی اشعارش را بعد از این  که می سراید و قبل از این که برای کسی بخواند پاره می کند و می ریزد دور ..!! دوست دیگری هم تعریف می کرد شخصی سوار تاکسی شده و وقتی راننده مقصد را از او پرسیده جواب داده : مقصد سری است !!

 

 

 

برگشت به ابتدای صفحه

 

4

 

 

 فرم نظرخواهی وارسال خبر

 

نام و نام خانوادگی

آدرس  ایمیل

  توضیحات: